خرید بک لینک

یکجور بی قراری مطلق.. به همراه دل.تنگی دیوانه طور.

و امان از تپش قلب..

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

سیگنال هام فشار و استرس کاری ت رو میگیرن، بدون اینکه بخوام. بدون اینکه حتی متوجه بشم. و بعد وقتی خودم رو برای خودم آنالیز می کنم می رسم به تو. هربار رسیدم به تو. هرچقدر هم که نخوای منتقل کنی. هرچقدر هم که چیزی نگی. و این میشه که منم پا به پای تو دارم میام..

+ پیـــــاده رو |

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

آدمی که یه مدت زیادی به بچه دار شدن فکر می کنه و همیشه انتهای فکر کردن های اون آدم به اشک ریختن منتهی بشه! اون آدم به نتایج خوبی می رسه! لااقل از نظر خودش به نتایج خوبی می رسه..من زیاد فکر کردم و بین خواستن و نخواستنش زیاد دست و پا زدم، یعنی یه دوره ای هم می خواستم هم نمی خواستم! این ها که میگم فق

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

"عشق" به کلمه نیاز دارد. مدتی کوتاه میتوان به حسِ بیکلام اعتماد کرد. اما در دراز مدت، "عشق" بیکلام و کلامِ بی"عشق" دوام نخواهد آورد. "عشق" جانوری است گرسنه؛ خوراکش ارتباط، اطمینان دادنهای پیدرپی و چشم به هم دوختن است. وقتی چشمها بسیار نزدیک میشوند، چشمِ هیچکدامشان چیز دیگری نمیبیند.*

*تصرف عدوانی/ لنا اندرشون

+ پیـــــاده رو |

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

همین از تمام جهان کافیه. همین که کنارت نفس میکشم..

هزارو شصت و چهار روز

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

می خواستم ببینم سال قبل از نمایشگاه کتاب چه کتاب هایی براش خریده بودم که امسال اشتباهی تکراری نخرم براش.
بعد اون وقت رفتم سراغ کتاب هاش!

امان از کتاب هاش، کتاب هاش..
دلم ضعف رفت برای داشتنش!

آخه کدوم مادری که هنوز مادر نشده و اصلا معلوم نیست بشه یا نشه(!) رو دیدین که با دیدن کتاب های کودک وسوسه بشه و هی برای فرزند نداشته کتاب بخره و هی دلش ضعف بره ولی باز گول نخوره.. :))))

+ پیـــــاده رو |

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

صبح که صدام زدی و از خواب پریدم و فهمیدم خواب موندیم، گریه م گرفته بود گوله گوله..

:(((

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

دلگرمی های تو
بال های من اند
چیزی بگو
گاهی چنانم بی تو
که عبور گربه لاغری از کنارم
نگرانم می کند.



*شمس لنگرودی

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

می خواهمت

چنان که شب خسته

خواب را...

*قیصر امین پور

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

سوء تفاهمی پیش اومد و من رسما دیوانه شده بودم و تو مجبور شده بودی هدیه ای که برای سالگرد ازدواج انتخاب کرده بود رو لو بدی! (هدیه غیرمستقیم و یا شاید مستقیم به این سوء تفاهم مربوط میشد!) و امروز وقتی داشتم توری پر از دوده ی پنجره ی اتاق رو عوض میکردم و سرتاپا دوده ای! شده بودم زنگ خونه رو زدن و هدی

برچسب: نویسنده: کاوه جلالی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 5:02

صفحه بندی